محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
433
الحياة ( فارسي )
ماله ، فكأنّه قد قتله ، و صيّره إلى الفقر و الفاقة « 1 » - ( 1 ) يتيم كسى ندارد كه همچون پدر و مادر به كار او برخيزد و زندگى او را سامان دهد ( و اموال او را به ثمر رساند ) ، پس چون كسى مال او را بخورد چنان است كه گويى او را كشته و به فقر و نادارى گرفتارش كرده است » . نيازمندى يتيم به مال بيشتر و ضرورت آن براى وى شديدتر است ، و مال براى او يك سرمايهء حياتبخش است كه بدلى ندارد ؛ بنا بر اين ، حفظ كردن مال او مساوى است با مجهّز كردن او با سپرى در برابر فقر ، و محافظت وى از صدمات هلاككننده و كشندهء آن . و شايد بيان مؤكَّد و قاطعى كه در اين تعليم آمده است و خدشه بردار نيست ، هيچ گاه از نظر خوانندگان نرود ، ليكن بارى ديگر به آن اشاره مىكنيم و مىگوييم : فقر را همچون قتل دانستن - با تأكيد بر آن با واژهء تأكيدى « قد » - و راندن كسى را به سوى فقر برابر با كشتن او شمردن ، تعبيرى است كه توجّه را به خوبى جلب مىكند ، و آدمى را به ژرفنگرى و تأمّلورزى برمىانگيزد ، و تأكيدى شديد بر حرمت مال اشخاص دارد و بر نقش آن در زندگى آدمى ، به صورتى كه فقدان يا كم شدن آن ، به نابودى ارواح و نفوس ، يا از بين رفتن مواهب و استعدادها ، يا فناى معنويّت و اعتقاد مىانجامد ( ، ) نكته مقدّم آمدن جملهء « فكأنّه قد قتله - ( 2 ) بدان ماند كه او را بحتم كشته است » ، بر جملهء « و صيّره إلى الفقر و الفاقة - ( 3 ) و گرفتار فقر و فاقه اش ساخته است » ، در كلام امام ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا « ع » ، مىتواند تأكيدى باشد بر علَّت بودن فقر براى مرگ ناگهانى ( يا تدريجى ) . اصل
--> « 1 » « عيون أخبار الرّضا - ع - » 2 / 92 .